مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى ( مترجم : حسين بن محمد آوى )

76

محاسن اصفهان ( فارسى )

امتنان بر اين‌وجه افزايد ، هر آينه از آسمان ، همه نعمت بارد ، و از زمين ، همه بركت رويد . و از قدر جلال و شغل عمل آن‌جا و وفور مال و منال و كمال ارتفاع از معمور ضياع در قديم الايّام نقل است از معتمدان حكايات ، و معتبران روايات ، علىّ بن رستم المدينى كه روزى در مدينه در قبّة الخضراء كه در مدينهء جى بنا كرده بود ، بر قفا افتاده ، نظر تأمّل و بصر بصيرت را در سما و ارض ، و طول و عرض آن قبّه ، جولان مىداد ، گفت : « مدّت دو سال متواتر توليّت امارت اصفهان ، اين قبّه را پر از زر توان كرد ، و توليّت وزارتش پر از نقره » . و هم‌چنين گفت : « از ابو القاسم بن هامان كه يكى از بزرگان كتّاب اصفهان بود ، و معتبرى از حسّاب ديوان آن ، حكايتى شنيده‌ام بس مطابق مذكور ، و از راه خطا و خلاف ، نيك دور كه گفت : از استاد خويش ، فلان ياد دارم كه گفت كه : وقتى رايت دولت و نوبت ملكت مؤيّد الدّوله با تمامت خيل و خدم ، و ساير اوباش و حشم ، و لشكر گران ، با اخراجات بىپايان ، بر خطّهء اصفهان ، دست نصرت و ظفر يافت ، شغل استيفا و محاسبهء ديوان به من مفوّض بود ، آخر سال ، محاسبهء قابض القباض مىرفت ، نسخهء منقّح ، مفروغ گشت ، مشتمل بر جمع و خرج بعد از اطلاق ارزاق از ادرارات و معايش و مرسومات ، و وظايف و اجراى جميع جهات استحقاق مبلغ بيست هزار جريب غلّه به جريب كبير در انبارها و كندوها باقى و موجود بود ، و مع ذلك بر زبان همگنان ، شكايت سقوط ارتفاعات و تراجع زراعات ، غالب مىآمد » . و در كتب خوانده ، آمده است كه در سال اوّل فتح ، ارتفاع آن از جزيه و خراج به مبلغ چهل هزار درم رسيد ، و در قديم ، خراج آن دوازده هزار هزار درم بوده است ، فامّا در عصر مترجم كه آن ، شهور سنهء تسع و عشرين و سبع مائهء هجرى مىشود ، مطابق سنهء ثمان و عشرين خانى ، بعد از اخراج مؤونات و نفقات خود و اهل و عيال ، و اخراجات صادر و وارد و ما يحتاج مهمانى و غير آن ، از نفقهء خيل و خدم ، و تبع و حشم ، و مفردان و سلاحداران ، و ساز و عدّت ايشان چندان‌كه از حدّ عدّ متجاوز است ، و قطعا در حساب نيايد ، و در ضبط نگنجد ، از اموال و متوجّهات و حقوق ديوان ، مجموع آن‌چه داخل مؤامرات و جانكقيت معيّن شده ، و در دفاتر قوانين و دساتير دواوين ، مثبت و مقنّن گشت ، و به موجب عقد